برای درنگِ واژهها
نشر قرار، جایی برای روایتهای آرام و زیسته؛
کتاب، صدا و پادکستهایی دربارهی مکث، و زندگیای که آهسته اما عمیق پیش میرود.
کتابها هماکنون برای پیشخرید در دسترساند.
در بابِ زیباییِ جان
هفت نامه به دوستی دیریافته
نوشتهی فرنسوا شِنگ . ترجمهی احسان افشار
هفت نامه در باب زیبایی جان گفتوگویی صمیمی و ژرف است میان نویسنده و دوستی دیرن است ــــ زنی بیاندازه زیبا، که از آخرین دیدارشان قریب به چهلسال میگذرد و حالا زن در آستانهی سالهای پیری سراغی از مردِ نیسنده میگیرد. در این میانه گفتوگویی شکل میگیرد، گفتوگویی که در آن فرانسوا شِنگ، شاعر و اندیشمند فرانسوی ــــ چینی، از جان، عشق، زیبایی، امید و معنای زندگی سخن میگوید. او با زبان نامهنگارانه، مفاهیم فلسفی و تجربههای شخصی را در هم میآمیزد و نشان میدهد چگونه جان میتواند سرچشمهی یگانگی، کرامت و توان نوزایی انسان باشد.
این کتاب دعوتی است به مکث و بازاندیشی، به شنیدن صدای درون و کشف دوبارهی زیباییهایی که زندگی را معنا میبخشند.

شما به رونمایی و جشن امضای «در باب زیبایی جان» دعوتید!
سهشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴ . باغموزهی نگارستان . تالار دکتر روحالامینی
با حضور: حسین ابوالحسن تنهایی، حمید عجمی، علی دهباشی و احسان افشار
در بدرِ کامل
مجموعه داستان
نوشتهی سینا صادقیان
آدرس را درست آمده بودم. از روی شمارهی ساختمانها باید بعد از پیچ این گذر باشد. صبر کردم. چمدان کوچک همراهم را کنار دیوار در باریکهای که پیادهرو بود گذاشتم و رویش نشستم. باید صبر میکردم. دم غروب، قبل از تاریکی رسیده بودم. تا تاریکی راهی نبود. ماندم. آن سوی گذر یک کتاب فروشی بود که تازه چراغهای مغازه را روشن کرد. تصویر بورخس در ویترین ــ زمانی که نابینا شده و زیر بازوی همسرش را گرفته بود، نشان از خوشسلیقگی کتاب فروش داشت، اما بیش از سلیقهی خوب، رمز و رازی با خود داشت. هرچه بود نه منِ شیفته بورخس، که هر رهگذری را مکثی میداد، و من این سوی گذر نمیتوانستم از تصویر چشم بردارم. از این فاصله، نوشتهی زیر عکس را نمیتوانستم بخوانم. وسوسهام کرد. رفتم تا پشت ویترین. زنی میانسال پشت پیشخوان کتاب فروشی چیزی میخواند. زیر تصویر، نوشته را دیدم:
کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست،
و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.
دوباره چشمم به زن پشت پیشخوان افتاد. موهای نزدیک به سفید و بسیار کوتاهش تکان نخورد ، حتی نیمنگاهی هم نکرد و من دوباره روی چمدان صبورم در خلسهی میان تصویر و شعر بورخس نشستم تا زمان کار خودش را بکند. تا تاریکی بیاید و من بروم…

مجموعه داستان «در بدرِ کامل» همزمان با شبِ آهستگی در خانهی هنرمندان تهران رونمایی میشود.
برای اطلاع ار جزئیات برگزرای این شب، صفحهی بنیاد قرار را در اینستاگرام دنبال کنید.
