بشتابید؛ ولی آهسته
مدرسهی قرار تلاش میکند با نگاهی انسانمحور و آرامشگرا، ساختارهای زیستی ـــ فرهنگی را بازتعریف کند. اینجا بستری است برای پرورش ذهن و دل؛ با تکیه بر تعادل، گفتگو، سکوت، و حضور. این مدرسه، نه فضایی برای انباشت اطلاعات، که پناهگاهی است برای تمرین زندگی؛ آموختن دوبارهی زیستن در هماهنگی با خود، دیگران و طبیعت.
ــــــ تنها آن چیزی را روایت میکنیم که خودمان زیسته باشیم ـــــ
ترم پائیز و زمستان ۴۰۴
کارگاههای ترم پائیز مدرسهی قرار با ظرفیت محدود و بهصورت آنلاین برگزار میشوند.
برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر، وارد کارگاه مورد نظرتان شوید.

هوگا در هیاهو با حمیده معینفر
در روزگارى كه بىثباتى و فشارهاى روانى بخش جدايىناپذيرى از زندگىمان شده، بيش از هر زمان ديگرى لازم است تا در شيوهى زيستنمان بازنگرى كنيم.
كارگاه «هوگا در هياهو» فرصتىست براى آشنايى با يک سبک زندگى كه برگرفته از فرهنگ مردمان كشورهاى اسكانديناوىست. در اين كارگاه از لذتهاى كوچكى مىگويم كه زندگى در خطهى اسكانديناوى به من آموخت؛ از سادگى، تعادل و آرامشى كه در قالب «هوگا»، با خودم از سوئد به ايران آوردم.

آگاهیِ ذهن با دکتر سیما صادقی
برای من، سلامت روان به معنای زیستن در صلح است ـــــ اما نه در دنیایی آرام و بیتعارض، بلکه در جهانی پر از تضاد، تعارض، و بیثباتی. یعنی زیستن با ثبات در دل ناپایداریها؛ داشتن ایمان، در جهانی بدون ضمانت. این، چالشی است که هر یک از ما، هر روز با آن مواجهیم.
کارگاه «آگاهیِ ذهن» حاصل سالها پرسش، مطالعه، تجربه و تمرین من با این مفهوم است.
مفهومی که با نامهایی چون «ذهنآگاهی»، «آگاهی لحظهی حال»، «هوشیاری»، یا «مایندفولنس» شناخته میشود ــــ اما در نهایت، همگی به یک چیز اشاره دارند: آشناشدن با ذهن و پدیدهای به نام خودِ ما.
در این دوره، با شما چیزهایی را به اشتراک میگذارم که برای خود من مفید و مؤثر بودهاند. از جمله رویارویی با این حقیقت تلخ اما مهم: اینکه ذهن ما، با وجود تمام پیچیدگیها و توانمندیهایش، پر از خطاهای شناختی، سوگیریها، و تحریفهاست ـــــ و تا زمانی که این خطاها را نشناسیم، نمیتوانیم درک درستی از خود، زندگی و جهان داشته باشیم.
هدف من از این دوره، نه انتقال اطلاعات صرف، بلکه دعوت شما به یک سفر درونی است. سفری برای دیدن، شناختن و بودن در لحظه.
به امید دیدار و… به امید قرار.

منِ مهربان با دکتر مرتضی توکلی
متاسفم اما فرهنگی که در آن رشد کردهایم، مستقیم و غیرمستقیم اما دائم، به ما این پیام را دادهاست که نیازهای خودمان را در اولویت نبینیم.
به عکس، واژههای ارزشمندی چون ایثار، مابهازایش «ندیدن خود» معنا شده. معنایش، به رسمیت نشناختن تقاضاهایی شده که لازمه هویت و حیات ما بودهاند.
ما با این معنا رشد کردیم. تقلای خانوادههای نسبتاً آگاه در مسیر توجه فرزندان به خود و نیازهایشان ناکام میماند. این تقلا بیشتر اوقات در نبرد با ترویج فرهنگی متفاوت که از بدنه اتوبوس تا جلد دستمال کاغذی و مرور کتب کهن در مدارس قلمرو داشت، مچاله میشد.
احساس من این است که امروز، نسل فعال جامعه متاثر از آن پیامها و در مسیر پیامهای تازهتر و شاید عینیتر، گیج و گم است.
برجستهکردن آن حقیقت از خاطر پریده، تلاش میخواهد. باید با تلاش بیشتر و بیشتر آن زنجیره نامیمون قطع شود. نسلهای امروز و فردا بیاموزند ترجیح نیازهای دیگران به نیازهای خود، فداکاری، ایثار، گذشت و کلماتی از این قبیل نیست. جز استثناهایی اندک، من و تو باید اولویتمان این باشد که از روان و جانمان مراقبت کنیم.
حتی اگر هدفمان در خدمت دیگران بودن باشد، این خدمتگزاری اگر قرین زیست با بدن یا روان سالم نباشد به چه کار میآید؟
برشمردن نکاتی که ما را در این راستا معنی کند و هوش و حواسمان را متوجه اصالتمان بکند هدف اصلی کارگاه درمان «من مهربان» است. نکاتی که مرورشان کمک کند تا قشر پیشپیشانی، دسترسی سریعتر و آسانتری به وظایف خود در قبال خود انسانیاش داشته باشد. با افتخار، اگر فرصت و امکان داشته باشید، میبینمتان.

به دیدارِ طبیعت با مونا آزادیان
در اين روزگار پرشتاب كه ابزارهاى نوين ارتباطى، راه تماس با يكديكر را آسان كردهاند و ما را سخت به خود مشغول، گاه چنين مىنمايد كه كيفيت اتصال با دنيا از يسِ شتاب ترافيکِ ارتباطها بازمیماند. در اين سفر، مىخواهيم با درنگى بر اتصال به جاى ارتباط، نكاهى نو به شيوه تعامل خود با جهان پيرامون بيندازيم.
در اين مسير، طبيعت بسترى خواهد بود براى مشاهده و تمرين، تا بارِ ديكر اتصال را زندكى كنيم. در اين كاركاه، باشما همراه هستم تا روايتهايى را از پيوند با طبيعت ـــــ كه در گذرِ طراحى منظر، سفر، و پژوهش هنرى اندوختهام، با شما قسمت كنم؛ روايتهايى كه نورى انداختند بر رابطهام با جهانِ بيرون، و پيوندى ژرفتر با خويشتن.

بازنویسی زندگی با آیدا وکیلیان
شش مرحله برای کَندن پوستِ پیاز؛
یا نوشتن بهمثابه درمان
آدم هميشه با خودش كمى غريبه مىماند.
«من»، اغلب ميانِ گفتهها و ناگفتهها پنهان مىشود. ما از تكههاى ديگران ساخته مىشويم و بعد، آرامآرام، همه را مثل لباسى بر تن میكنيم.
نوشتن يعنى درآوردن آن لباس و ورقزدنِ خود مقابل آينه. و بازنويسى زندگى تلاشیست براى روبهرو شدن با همين لايهها؛ كندنِ پوستِ پياز، تا جايىكه دیگر چيزى براى پنهانكردن نماند.
اينجا كلاس نويسندگى نيست؛ اينجا «نوشتن» مسيریست براى ديدن، براى شنيدهشدنِ بىواهمه، براى بازيافتن رهايى ـــ براى شنيدن صدايى كه خاموش ماندهاست.

در بابِ ذوق ایرانی با دکتر الناز نجفی
دولت آنست که امکان فراغت باشد…
فراغت نه بیعملی است و نه عیاشی. فراغت همچون منش شاعری که منتظر دقالباب شعر است، چون میداند که الهام فقط آنجایی نزول اجلال میکند که خانهی خاطر از اغیار پرداخته و منتظرش هستند. فراغت همچون منش باغبانی که پذیرفته گردش فصول به ارادهی او نیست اما ذوقی دارد که سبب میشود زود بفهمد که «امروز بنفشهی پُرپَر در باغ ما نوبر سهدانه واشده»؛ تو خیال کن که اصلا نظّارگی او بوده که بنفشه را به گل نشانده. توجه باغبانانه و فارغبال به حال، نه به معنی پرهیز از آیندهنگری، بلکه از جهتی بود که حال آبستنِ ثمرات آینده است.
به باغ و قالی و شعر و خیابان و اصلا هر آن دولتی که خیال را بارور و خاطر را نوازش میکند مینگریم، و آن را نه حاصل شتابی سوداگرانه، که ماحصل دریافتنِ وقت مییابیم. حالا که مدتیست فراغت و ثمراتش از زندگانی ایرانیان رخت بربسته است، دولتی هم نمانده!
این دوره نه فقط دربارۀ فراغت بلکه پیرامون برخی ویژگیهایی است که حواس و مجاری ادراکی ایرانیان را چنان پرورده بود که موفق میشدند لطیفههایی گریزپا را دریابند و قدر دانند و دستپروردههایی یگانه پدید آورند.

جوششِ خلاقیت با فریده نیکنژاد
جوشش خلاقيت، شروع يك مسير براى بازيابى خلاقيت ذاتى ماست. خلاقيتى كه بايه آن كنجكاوى، بازىگونگى و رهايىای است، كه همه ما با آن به دنيا آمدهايم و در مسير بزرگشدن و جدىشدن زندكى، از آن قطع شدهايم.
در اين دوماه در فضايى قرار مىگيريم كه از طريق خواندن كتاب، تمرينات عملى روزانه و هفتگی، و در معرض پرسشهاى عميقِ بودن، در مسير غبارزدايى و احيای ان «خودِ خلاق» قدم برداريم. با زندهشدن خودِ خلاق، خلاقيت در ابعاد مختلف زندگى ما جارى مىشود و زندگى رنگوبوى شگفتى به خود مىكيرد.

آهستگی با احسان افشار
بازشناسی معنا در عصر شتاب
در جهانی که سرعت به معیار ارزش تبدیل شده، آهستگی نوعی مقاومت آرام است؛ تلاشی برای بازگرداندن معنا، حضور و گفتوگو به زندگی روزمره.
کارگاه «آهستگی ـــــ بازشناسی معنا در عصر شتاب» در مدرسهی قرار، نگاهی تازه به این مفهوم دارد: نه به عنوان کمتحرکی یا فاصله گرفتن از جهان، بلکه به مثابه شکلی دیگر از ارتباط.
در این دوره، مفهوم آهستگی از منظر نظریههای ارتباطی بررسی میشود تا نشان دهد چگونه میتوان در میان انبوه صداها، باز هم شنید، دید و پاسخ داد.
این کارگاه هفتجلسهای، شما را به سفری در دل اندیشهی ارتباطات دعوت میکند؛ سفری از نظریه به تجربه، از گفتار به سکوت، و از شتاب به حضور.

بیداری مالی با فرزانه نیکنژاد
تغییر نگاه به پول، نقطهی آغاز رهایی مالی است. بیشتر آدمها فکر میکنند مشکل اصلی، کمبود درآمد یا بدهیهاست، اما حقیقت این است که ریشهی گرفتاریهای مالی در طرز فکر و نگاه ما به پول نهفته است. خرجهای هیجانی، ترس از کمبود، یا وابستگی به دیگران که ما را در چرخهای از اضطراب و نارضایتی نگه میدارد. وقتی نگاهمان را عوض کنیم و پول را نه بهعنوان زنجیر، بلکه بهعنوان ابزاری برای رسیدن به هدف ببینیم، همهچیز متحول می شود.
دورهی بیداری مالی (۱۲ هفته ای) بر اساس کتاب و با اجازه جولیا کامرون طراحی شده تا به شما کمک کند رابطهای سالم و آگاهانه با پول بسازید. یعنی وضع مالیتان را شفاف ببینید، عادات ناسالم را رها کنید و برای آیندهای مطمئنتر برنامهریزی کنید.
چرا مدرسهی قرار؟
چون تماماً آنلاینیم
تا بتوانید از هرکجا، بیشتاب و بیمحدودیت مکانی، در کنار دیگرانی همراه شوید که دغدغهشان آرامش و تعادل است.
چون ظرفیتها محدودند
نه برای حذف، بلکه برای فراهمکردن فضای گفتوگو. میخواهیم هر صدا شنیده شود، هر نگاه دیده شود، و تعامل، واقعی بماند.
چون ما از زندگی خودمان میگوییم
آنچه میآموزیم، چیزیست که زندگیاش کردهایم. روایت ما از زیستن آرام، برآمده از تجربهی زیستهمان است؛ نه نسخهبرداری، نه تئوری صرف.
